erwirtschaften
B2فعلدست ابزار، اجراء کردن، دست ابزار اجراء کردن
JadoLearn Dictionary
erwirtschaften یعنی دست ابزار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دست ابزار، اجراء کردن، دست ابزار اجراء کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زربت زدن، باشدت زدن، ضربه
به همراه آوردن، آوردن، به چنگ آوردن
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
گرمی، گرما، حرارت دادن
دست ابزار، اجراء کردن، دسترسی؛ دسترسی داشتن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.