Explosion
A2اسماحتراق، وقوع انفجار، ترکیدن
JadoLearn Dictionary
Explosion یعنی احتراق. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
احتراق، وقوع انفجار، ترکیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خط، سکته، نوازش کردن
احتراق، وقوع انفجار، ترکیدن
احتراق، وقوع انفجار، ترکیدن
احتراق، وقوع انفجار، ترکیدن
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.