Faktor
A2اسمعامل، سازه، خصیصه
JadoLearn Dictionary
Faktor یعنی عامل. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عامل، سازه، خصیصه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ویژگی، مایملک، خاصیت
نیابت، پیشکاری، کارگزاری
عامل، سازه
عامل، سازه
مشخصه، سفت اختصاصی، اختصاصی
موضوع، مقوله، مبح
طرز برخورد، التزامی، پتانسیل
پلمب، سیل، ممهور کردن
مشخصه، سفت اختصاصی، اختصاصی
خصیصه، مشخصه، سفت اختصاصی
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.