festlegen
A1فعلفیصل دادن، مشخص کردن، تعیین کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
festlegen یعنی فیصل دادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فیصل دادن، مشخص کردن، تعیین کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انگیزه، انگیختگی، محرک
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
فیصل دادن، مشخص کردن، تعیین کردن
فیصل دادن، مشخص کردن، تعیین کردن
خرید کردن، خریدن، خریداری کردن
ذخیره، محفوظ کردن، رزرو کردن
برنامه کار، مشمول کردن، مشمول نظام کردن
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.