Feuer
B2اسمتیراندازی کردن، تیر انداختن، نار

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Feuer یعنی تیراندازی کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تیراندازی کردن، تیر انداختن، نار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رانندگی کردن، راندن
رانندگی کردن، راندن، بزور وادار کردن
بالا بر، فرازیدن، جر ثقیل
سرسپردگی، ممارست، تقاضا نامه
وقف، از خود گذشتگی، عبودیت
محرک آنی
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.