Figur
B1اسمطرح کردن، نقش زدن، رسم
JadoLearn Dictionary
Figur یعنی طرح کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طرح کردن، نقش زدن، رسم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طرح کردن، نقش زدن، رسم
نظر کردن، نگه کردن، نگریستن
نظر کردن، نگه کردن، نگریستن
نظر کردن، نگه کردن، نگریستن
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
طرح کردن، نقش زدن، رسم
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.