fixen
B1فعلانتظام، دهناد، تادیب کردن
JadoLearn Dictionary
fixen یعنی انتظام. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انتظام، دهناد، تادیب کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آهنگ داشتن، درجه صدا، لحن
پینه دوزی کردن، انتظام، دهناد
انتظام، دهناد، تادیب کردن
انتظام، دهناد، تادیب کردن
انتظام، دهناد، تادیب کردن
انتظام، دهناد، تادیب کردن
انتظام، دهناد، تادیب کردن
پرت کردن، بر افکندن، پرتاب کردن
بچاپ رساندن، چاپ زدن، ماشین کردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.