flimmern
C1فعلمالیدن، صیقلی کردن، مرمی کردن
JadoLearn Dictionary
flimmern یعنی مالیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مالیدن، صیقلی کردن، مرمی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوسو زدن، سوسو، تلنگر
جلا دادن، تلالو داشتن، نورا فشاندن
مالیدن، صیقلی کردن، مرمی کردن
مالیدن، صیقلی کردن، مرمی کردن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
نقشه
مثل، سرمشق، نمونه
راهپیمایی کردن، راه پیمایی کردن، تظاهرات کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.