Frauenkloster
C2اسمصومعه؛ کلیسای صومعه، صومعه، کلیسای صومعه

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Frauenkloster یعنی صومعه؛ کلیسای صومعه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صومعه؛ کلیسای صومعه، صومعه، کلیسای صومعه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صومعه؛ کلیسای صومعه
صومعه؛ کلیسای صومعه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.