freilegen
B1فعلبیپناه گذاشتن، درمعرض گذاشتن، ضاهر ساختن
JadoLearn Dictionary
freilegen یعنی بیپناه گذاشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیپناه گذاشتن، درمعرض گذاشتن، ضاهر ساختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نمایش دادن، بخرج دادن، جلوه دادن
بیپناه گذاشتن، درمعرض گذاشتن، ضاهر ساختن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
فهرست، اسم، نام دادن
شوخی کردن، سخنان نیشدارگفتن، شانه کردن
خواهش، میل کردن، آرزو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.