freistellen
B2فعلتبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن، توجیه کردن، میدانی

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
freistellen یعنی تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن، توجیه کردن، میدانی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رستگار کردن، تخلیص کردن، رساندن
خلاص کردن، رهانیدن از، میدانی
تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن، توجیه کردن، میدانی
تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن، توجیه کردن، میدانی
غلتگاه، تیر پایه، مسیر سقوط
زیاده خسته کردن، اگزوز، پای در آوردن
پیچ کردن، واگردیدن، پستا
تعادل بر قرار کردن، مانده، بالانس
عیان، مبرهن، صاف
باد افشان کردن، بوجاری کردن، رفتار کردن
چخ کردن، با کیش فرار دادن، بیرونکردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.