frostig
C2صفتجرقه دار، شمالی، قطبی
JadoLearn Dictionary
frostig یعنی جرقه دار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جرقه دار، شمالی، قطبی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چاییمان، چایمان، زکام
جرقه دار، خطیر، موقرانه
جرقه دار، باانصاف، باعدالت
صلب، صعب، زمخت
پینهدار، سنگ دل، پینه زدن
شمالی، قطبی، شمالگان
شمالی، قطبی، شمالگان
شمالی، قطبی، شمالگان
شمالی، قطبی، شمالگان
شمالی، قطبی، شمالگان
شمالی، قطبی، شمالگان
گروه دوست، معاشرتی، انسی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.