Geburtsstunde
C2اسمبدو، اوایل، شروع
JadoLearn Dictionary
Geburtsstunde یعنی بدو. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بدو، اوایل، شروع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بدو، اوایل، شروع
نفاست، نفاس، معرفی رسمی
منبع، منشا، جرثومه
بدو، اوایل، شروع
نفاست، نفاس
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.