getrennte Wege gehen
C2فعلایجاد وقفه، درهم گسیختن، ایجاد وقفه درهم گسیختن
JadoLearn Dictionary
getrennte Wege gehen یعنی ایجاد وقفه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ایجاد وقفه، درهم گسیختن، ایجاد وقفه درهم گسیختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ازهمکاری دست کشیدن، همکاری نکردن، حشر نداشتن
ازهمکاری دست کشیدن، همکاری نکردن، حشر نداشتن
منکوب کردن، منکسر کردن، گسیختگی
پایان دادن، غایت، خاتمه یافتن
ایجاد وقفه، درهم گسیختن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.