girren
C2فعلبغبغو کردن
JadoLearn Dictionary
girren یعنی بغبغو کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بغبغو کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پیچیدن وبالا زدن، ور تابیدن، بغبغو کردن
بغبغو کردن
بغبغو کردن
بغبغو کردن
بغبغو کردن، تملق گفتن، زبان بازی کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.