Grenzgebiet
C2اسممغز، قسمت عمده، مغز قسمت عمده

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Grenzgebiet یعنی مغز. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مغز، قسمت عمده، مغز قسمت عمده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چتر زلف، سجاف، مغز
مارک، مرقس، نمره گذاشتن
مغز، قسمت عمده
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.