Hall
B1اسمطنین، پژواک، طنین انداختن
JadoLearn Dictionary
Hall یعنی طنین. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طنین، پژواک، طنین انداختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اقدام متقابل، طنین، پژواک
طنین، پژواک، طنین انداختن
سالن، دالان، سرسرا
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
کلاهک
سقف، تاق، طاق
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.