hart
B2صفتصلب، صعب، زمخت
JadoLearn Dictionary
hart یعنی صلب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صلب، صعب، زمخت
بداخمی، ترشرویی، ترشی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صلب، صعب، زمخت
صلب، صعب، زمخت
صلب، صعب، زمخت
صلب، صعب، زمخت
چاییمان، چایمان، زکام
صلب، صعب، زمخت
صلب، صعب، زمخت
صلب، صعب، زمخت
چاره ناپذیر، چارهنا پذیر، حتمیالوقوع
چاره ناپذیر، چارهنا پذیر، حتمیالوقوع
زهری، سمناک، زهردار
بداخمی، ترشرویی، ترشی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.