Hg
C2اسمزیبق، سیماب، آبک
JadoLearn Dictionary
Hg یعنی زیبق. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زیبق، سیماب، آبک
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گرمانما، گرماسنج، درجه
زیبق، سیماب، آبک
زیبق، سیماب، آبک
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.