hinabgehen
C1فعلته رفتن، فرو رفتن، فرو نشستن
JadoLearn Dictionary
hinabgehen یعنی ته رفتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ته رفتن، فرو رفتن، فرو نشستن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
ته رفتن، فرو رفتن، فرو نشستن
ته رفتن، فرو رفتن، فرو نشستن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
نقشه
مثل، سرمشق، نمونه
راهپیمایی کردن، راه پیمایی کردن، تظاهرات کردن
مارس، مارچ، قدم رو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.