ingestieren
C2فعلجذب کردن؛ درگیر کردن، جذب کردن، درگیر کردن
JadoLearn Dictionary
ingestieren یعنی جذب کردن؛ درگیر کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جذب کردن؛ درگیر کردن، جذب کردن، درگیر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اختلاط، داخل معده کردن، درهیختن
گرمی، گرما، حرارت دادن
ثمر، محصول دادن، بیرون دادن
پائیدن، پاس، ناظر بودن
جذب کردن؛ درگیر کردن، بهدر دادن، برباد دادن
جذب کردن؛ درگیر کردن
جذب کردن؛ درگیر کردن
جذب کردن؛ درگیر کردن
جذب کردن؛ درگیر کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.