involvieren
C2فعلدرهم گیر افتادن، گیر انداختن، گل وشل
JadoLearn Dictionary
involvieren یعنی درهم گیر افتادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درهم گیر افتادن، گیر انداختن، گل وشل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درهم گیر افتادن، گیر انداختن، درهم برهم کردن
درهم گیر افتادن، گیر انداختن، درهم برهم کردن
اختلاط، درگیر کردن، گرفتار شدن
درگیر کردن، گرفتار شدن، گرفتار کردن
اختلاط، درگیر کردن، گرفتار شدن
درمیان گذاشتن، پیوست کردن، ضمیمه کردن
آکولاد، بازور کشیدن، بزحمت کشیدن
بهم پیوستن، غیر جسمانی، محتوی بودن
متشکل بودن، یکپارچهبودن، تشکیل دادن
به همراه آوردن، آوردن، به چنگ آوردن
قاطع ساختن، مشت کردن، احاطه شدن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.