Irrer
B2اسممبتلا کردن، خو گرفتگی، معتاد کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Irrer یعنی مبتلا کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مبتلا کردن، خو گرفتگی، معتاد کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مزمار، نی زدن، زماره
معرفت، آشنا، شناسا
آشیانه مرتفع، مبتلا کردن، خو گرفتگی
مبتلا کردن، خو گرفتگی، معتاد کردن
مبتلا کردن، خو گرفتگی، معتاد کردن
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.