jemandem ausgetrieben werden
B2فعلپریدن، محو شدن، رنگ پریده شدن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
jemandem ausgetrieben werden یعنی پریدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پریدن، محو شدن، رنگ پریده شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی نمک، بیمزه، بیذوق
گدار، عبور کردن، مرور کردن
سر سکه، وفات یافتن، جان باختن
باختن، از دست دادن، گم کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.