Journalist
C2اسموقایع نگار، جریده نگار، روزنامه نگار

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Journalist یعنی وقایع نگار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وقایع نگار، جریده نگار، روزنامه نگار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
وقایع نگار، جریده نگار، روزنامه نگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.