kampieren
A2فعلخیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
JadoLearn Dictionary
kampieren یعنی خیمه گاه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
سوگند دادن، سوگند خوردن، ناسزا گفتن
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
باتورگرفتن، سخت کشیدن، کشان کشان بردن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
خوابیدگی، نوم، منام
خوابیدگی، نوم، منام
خوابیدگی، نوم، منام
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.