klarmachen
C1فعلبیانکردن، توصیه دادن، توضیح دادن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
klarmachen یعنی بیانکردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیانکردن، توصیه دادن، توضیح دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوال میاید، عمل کردن، انجام دادن
ارتباط برقرار کردن، ابلاغ کردن، القاء کردن
ارتباط برقرار کردن، ابلاغ کردن، القاء کردن
ارتباط برقرار کردن، ابلاغ کردن، القاء کردن
نقش زدن، بیانکردن، توصیه دادن
نقش زدن، بر زبان راندن، ادا کردن
بیانکردن، توصیه دادن، توضیح دادن
بیانکردن، توصیه دادن، توضیح دادن
بیانکردن، توصیه دادن، توضیح دادن
بیانکردن، توصیه دادن، توضیح دادن
بیانکردن، توصیه دادن، توضیح دادن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.