klinisch
C1صفتطبی، مداوا، پزشکی
JadoLearn Dictionary
klinisch یعنی طبی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طبی، مداوا، پزشکی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تقریبی، تقریب زدن، تخمینی
طبی، مداوا، پزشکی
طبی، مداوا، پزشکی
لخت شدن، نمایان کردن، پتی
قابل فراموشی، خطیر، موقرانه
لطیف مزاج، زیاد دقیق، اهانت آمیز
جرقه دار، خطیر، موقرانه
فاقد شخصیت، بی فاعل، غیرشخصی
وظیفه مندی، تاس، طاس
مقتضی، مقرون به مصلحت، با تدبیر
بی بار، سترون، استرون
تاس، طاس، کجل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.