Klusil
C2اسمموقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
JadoLearn Dictionary
Klusil یعنی موقوف شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.