Knie
B2اسمزانو دارکردن، زانو، زانو دارکردن زانو
JadoLearn Dictionary
Knie یعنی زانو دارکردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زانو دارکردن، زانو، زانو دارکردن زانو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طاقه، اثر، لخت
زانو دارکردن، زانو، زبان ویژه
زانو دارکردن، زانو
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.