Kontamination
C2اسمذوب، جوش خوردگی، گداز
JadoLearn Dictionary
Kontamination یعنی ذوب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ذوب، جوش خوردگی، گداز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ادغام
ادغام
ادغام، تلاقی، همریختنگاه
ذوب، جوش خوردگی، گداز
ذوب، جوش خوردگی، گداز
ذوب، جوش خوردگی، گداز
عدم خلوص، آلایش، آلوده سازی
عدم خلوص، آلایش، آلوده سازی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.