kontern
C2فعلنیروی مقاوم، وزنه متقابل، نیروی مقاوم وزنه متقابل
JadoLearn Dictionary
kontern یعنی نیروی مقاوم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نیروی مقاوم، وزنه متقابل، نیروی مقاوم وزنه متقابل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تشبیه کردن، تطبیق کردن، تطبیق نمودن
واخواست، واخواهی، واخواست رسمی
اشکالتراشی کردن، ایجاد مانع کردن، کارثکنی کردن
نیروی مقاوم، وزنه متقابل
نیروی مقاوم، وزنه متقابل
نیروی مقاوم، وزنه متقابل
جواب دادن، حساب پس دادن، پاسخ
حاشا کردن، نفی کردن، تکذیب کردن
مهلت خواستن، ناز کشیدن
جذب کردن؛ درگیر کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.