Landbau
C2اسمفلاحت، برز، کشت و زرع
JadoLearn Dictionary
Landbau یعنی فلاحت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فلاحت، برز، کشت و زرع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فلاحت، برز، کشت و زرع
فلاحت، برز، کشت و زرع
فلاحت، برز، کشت و زرع
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.