Lehrstuhl
B1اسماستادی، مقام استادی، صندلی
JadoLearn Dictionary
Lehrstuhl یعنی استادی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
استادی، مقام استادی، صندلی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نقره، سیم، سیمین
گام برداری، خدمه، تیپ
استادی، مقام استادی، صندلی
استادی، مقام استادی، صندلی
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
کلاهک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.