liegen gelassen
C2صفتمتروک؛ رهاشده، کشتی متروکه، سرراهی
JadoLearn Dictionary
liegen gelassen یعنی متروک؛ رهاشده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متروک؛ رهاشده، کشتی متروکه، سرراهی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تراشه، از یاد بردن، از ذهن بردن
متروک؛ رهاشده، کشتی متروکه، سرراهی
متروک؛ رهاشده، کشتی متروکه، سرراهی
متروک؛ رهاشده، کشتی متروکه، سرراهی
متروک؛ رهاشده، کشتی متروکه، سرراهی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.