Lokomotive
C2اسملکوموتیو، نیروی محرکه، موتور
JadoLearn Dictionary
Lokomotive یعنی لکوموتیو. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لکوموتیو، نیروی محرکه، موتور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پیشتاز، جلو دار، طلایه
نجم، ستاره، اختر
واگشت گر، شورش طلب، انقلابی
لکوموتیو، نیروی محرکه، موتور
لکوموتیو، نیروی محرکه، موتور
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.