Marine
C2اسمبحری، تفنگدار دریایی، آبزی
JadoLearn Dictionary
Marine یعنی بحری. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بحری، تفنگدار دریایی، آبزی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بحری، تفنگدار دریایی، آبزی
بحری، تفنگدار دریایی، آبزی
بحری، تفنگدار دریایی، آبزی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.