Mischer
C2اسممخلوط کن، آمیزنده، مخلوط کن امیزنده
JadoLearn Dictionary
Mischer یعنی مخلوط کن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مخلوط کن، آمیزنده، مخلوط کن امیزنده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
مخلوط کن، آمیزنده
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.