missbrauchen
B2فعلبد درست کردن، بد گرداندن، بد اداره کردن
JadoLearn Dictionary
missbrauchen یعنی بد درست کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بد درست کردن، بد گرداندن، بد اداره کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بد درست کردن، بد گرداندن، بد اداره کردن
بد درست کردن، بد گرداندن، بد اداره کردن
بد درست کردن، بد گرداندن، بد اداره کردن
سرمایه جمع کردن، دوشیدن، استثمار کردن
دوشیدن، استثمار کردن، استخراج کردن
دوشیدن، استثمار کردن، استخراج کردن
دوشیدن، استثمار کردن، استخراج کردن
دوشیدن، استثمار کردن، استخراج کردن
شبپره، پارهآجر، چوکان زدن
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.