mitfahren
C2فعلمسافرت مفتی، خفت، شست
JadoLearn Dictionary
mitfahren یعنی مسافرت مفتی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مسافرت مفتی، خفت، شست
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مسافرت مفتی، خفت، شست
مسافرت مفتی، خفت، شست
مسافرت مفتی، خفت، شست
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.