Motor
B1اسمرانندگی کردن، راندن، طپاندن
JadoLearn Dictionary
Motor یعنی رانندگی کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رانندگی کردن، راندن، طپاندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بالا بر، فرازیدن، جر ثقیل
درحال پرواز، فرمان هواپیما، گردونهتیزرو
بالا بر، فرازیدن، جر ثقیل
رانندگی کردن، راندن
رانندگی کردن، راندن، دست ابزار
رانندگی کردن، راندن
جلب، جاظب، جاظبه
رانندگی کردن، راندن، طپاندن
رانندگی کردن، راندن، طپاندن
رانندگی کردن، راندن، طپاندن
رانندگی کردن، راندن، طپاندن
رانندگی کردن، راندن، طپاندن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.