nagen
B1فعلجویدن، مظغ، خاییدن
JadoLearn Dictionary
nagen یعنی جویدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جویدن، مظغ، خاییدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اندک اندک خوردن
لقمه جویده، جویدن، مظغ
جویدن، مظغ، خاییدن
ته بندی، اندک اندک خوردن
ته بندی، اندک اندک خوردن
اندک اندک خوردن
اندک اندک خوردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.