Napf
C2اسمبی سبوس کردن، سبوس، بی سبوس کردن سبوس
JadoLearn Dictionary
Napf یعنی بی سبوس کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی سبوس کردن، سبوس، بی سبوس کردن سبوس
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی سبوس کردن، سبوس، درشکه
بی سبوس کردن، سبوس
بی سبوس کردن، سبوس، لاک
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.