nerval
C2صفتوابسته بعصب، عصبی، وابسته بعصب عصبی
JadoLearn Dictionary
nerval یعنی وابسته بعصب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وابسته بعصب، عصبی، وابسته بعصب عصبی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
متشنج، عصبی، وابسته بعصب
متشنج، عصبی، وابسته بعصب
وابسته بعصب، عصبی
وابسته بعصب، عصبی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.