observieren
C2فعلپیشه کردن، بعد آمدن، پیروی کردن
JadoLearn Dictionary
observieren یعنی پیشه کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پیشه کردن، بعد آمدن، پیروی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اندازه گیری، پیمایش، سنجش
برنگری کردن، نظارت کردن، مباشرت کردن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
پائیدن، پاس، ناظر بودن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.