ohne festen Wohnsitz
C2اسمبی ماوا، بی خانه، بی سر و سامان
JadoLearn Dictionary
ohne festen Wohnsitz یعنی بی ماوا. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی ماوا، بی خانه، بی سر و سامان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی ماوا، بی خانه، بی سر و سامان
بی ماوا، بی خانه، بی سر و سامان
بی ماوا، بی خانه، بی سر و سامان
بی ماوا، بی خانه، بی سر و سامان
بی ماوا، بی خانه، بی سر و سامان
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.