ordnen
B2فعلمارشال، ارتشبد، سرند
JadoLearn Dictionary
ordnen یعنی مارشال. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مارشال، ارتشبد، سرند
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
علیالحساب، تقسیط، قسط
کم جمعیت، لاغر کردن، زیاد باریک شدن
گلچین، گزینش، گلچینی
سفارش دادن، راسته، دستور
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
بشکل در آوردن، شکل دادن، شکل
اسلوبی کردن، غلنبه، قلنبه کردن
مارشال، ارتشبد
دستهکردن، زمره، هیات
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.