Organist
C2اسمنوازنده ارگ
JadoLearn Dictionary
Organist یعنی نوازنده ارگ. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نوازنده ارگ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نوازنده ارگ
نوازنده ارگ
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.