partizipativ
B1صفتاشتراکی، تعاونی، اشتراکی تعاونی
JadoLearn Dictionary
partizipativ یعنی اشتراکی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اشتراکی، تعاونی، اشتراکی تعاونی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هم نوا، عطفی، ملتحمه
اشتراکی، تعاونی
معین، محقق، حتمی الاجراء
قابل، باکفایت، لایق
قابل، باکفایت، لایق
معین، محقق، حتمی الاجراء
معین، محقق، حتمی الاجراء
جنگ آزمده، کهنهکار، رزم دیده
معین، محقق، حتمی الاجراء
معین، محقق، حتمی الاجراء
وظیفه شناس، معین، محقق
معین، محقق، حتمی الاجراء
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.