Phon
C1اسمتلفنی، تلفن کردن، تلفن
JadoLearn Dictionary
Phon یعنی تلفنی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تلفنی، تلفن کردن، تلفن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درود، دایرهزنگی، درخت الواری
دورگو
فریاد، خروشان کردن، گریستن
تلفنی، تلفن کردن، تلفن
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
فرمانروای مطلق، دیکتاتور، فرمانروای مقتدر
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.